محمد مهدى ملايرى
246
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
قرار داشت و ديگر بخش ادارى و سياسى بود كه تمام امور مملكت در آنجا متمركز بود و زيرنظر ايران دبيربد يا دبيران مهشت اداره مىشد . آنچه به وسيلهء صالح به عربى انتقال يافت همان بخش مالى بود كه ديوان خراج خوانده شد و آنچه به وسيلهء عبد الحميد انتقال يافت قلمرو ايران دبيربد بود كه به ديوان الرسائل معروف گرديد . اين را هم بايد افزود كه اين تقسيمبندى كه اساس سازمان ديوانى دولت ساسانى از زمان انوشروان به بعد بود به عنوان اصلى از اصول مسلم تشكيلات ديوان خلافت پذيرفته شد و از طريق آن در همهء دولتهاى اسلامى راه يافت با اين تفاوت كه چون دبيرى را هم در عربى كتابت مىگفتند ازاينرو بخش مالى را « كتابة الاموال » و بخش ادارى و سياسى را « كتابة ديوان الرسائل و يا كتابة الانشاء » گفتند ولى رفتهرفته لفظ كتابت به كتابت رسائل و انشاء يعنى فن ترسل و نامهنگارى كه با بلاغت و بيان و هنر نويسندگى سروكار داشت اختصاص يافت . قلقشندى كه در قرن هشتم هجرى تشكيلات ديوانى دوران خود را وصف مىكند گويد هرچند انواع كتابت ( دبيرى ) بسيار است ولى همهء آنها از دو اصل خارج نيستند و آن دو اصل يكى « كتابت انشاء » است و ديگرى « كتابت اموال » ، قلقشندى سپس مىافزايد « و عرف و عادت از ديرباز بدان جارى شده كه لفظ كتابت را تنها به صنعت انشاء اطلاق كنند و وقتى اين كلمه به تنهايى به كار رود از آن جز كتابت انشاء قصد نمىشود و چون لفظ كاتب است كه عسكرى كتاب خود را « الصناعتين فى العشر و الكتابه » و ابن اثير كتاب خود را « المثل السائر فى ادب الكاتب و الشاعر » ناميدهاند زيرا در اين دو كتاب دربارهء آنچه از علوم بلاغت به صناعت انشاء مربوط مىشود بحث شده است . « 1 » در اينجا توضيح ديگرى هم لازم مىنمايد و آن اين است كه « كتابت » در عربى به معنى مطلق نوشتن است . و كاتب هم در اين معنى به هركسى گفته
--> - تنها براى دبيران ديوان انشاء يعنى همان دستگاهى كه زيرنظر « ايران دبيربد » بود به كار مىرفت . ( 1 ) . صبح الاعشى ، 1 / 52 .